قرآن
ﮐ
ﰽ
ﭛ ﭜ ﭝ ﭞ ﭟ ﭠ ﭡ ﭢ ﭣ
ﭤ ﭥ ﭦ ﭧ ﭨ ﭩ ﭪ ﭫ ﭬ ﭭ ﭮ ﭯ
٧٥ ٧٥ ﭱ ﭲ ﭳ ﭴ ﭵ ﭶ ﭷ ﭸ ﭹ ﭺ ﭻ
ﭼ ﭽ ﭾ ﭿ ﮀ ﮁ ﮂ ﮃ ﮄ
ﮅ ﮆ ٧٦ ٧٦ ﮈ ﮉ ﮊ ﮋ ﮌ ﮍ ﮎ ﮏ ﮐ
ﮑ ﮒ ﮓ ﮔ ﮕ ﮖ ﮗ ﮘ ﮙ ﮚ
ﮛ ﮜ ﮝ ﮞ ﮟ ﮠ ﮡ ﮢ ﮣ ﮤ ﮥ ﮦ
ﮧ ﮨ ﮩ ﮪ ﮫ ﮬ ﮭ ﮮ ﮯ ﮰ ﮱ ﯓ
ﯔ ﯕ ﯖ ﯗ ﯘ ﯙ ﯚ ٧٧ ٧٧ ﯜ ﯝ
ﯞ ﯟ ﯠ ﯡ ﯢ ﯣ ﯤ ﯥ ﯦ ﯧ ﯨ
ﯩ ﯪ ﯫ ﯬ ﯭ ﯮ ﯯ ﯰ ﯱ ﯲ ﯳ ﯴ
ﯵ ﯶ ﯷ ﯸ ﯹ ﯺ ﯻ ﯼ ﯽ ﯾ ﯿ ﰀ ﰁ ﰂ
ﰃ ٧٨ ٧٨ ﰅ ﰆ ﰇ ﰈ ﰉ ﰊ ﰋ ﰌ ﰍ ﰎ ﰏ
ﰐ ﰑ ﰒ ﰓ ﰔ ﰕ ﰖ ﰗ ﰘ ﰙ ٧٩ ٧٩
ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ يُقَٰتِلُونَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِۖ وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ يُقَٰتِلُونَ فِي سَبِيلِ ٱلطَّٰغُوتِ
جهاد بنده در راه الله و اخلاص و فرمانبرداری او، به اندازۀ ایمانش است؛ بنابراین جهاد در راه الله، از آثار و نتايج و لوازم ایمان است؛ چنانکه پیکار در راه طاغوت، از زیرمجموعهها و نتایج کفر است. سعدی: 187.
پرسش: چه رابطهای میان ایمان و جهاد وجود دارد؟
فَقَٰتِلُوٓاْ أَوْلِيَآءَ ٱلشَّيْطَٰنِ ۖ إِنَّ كَيْدَ ٱلشَّيْطَٰنِ كَانَ ضَعِيفًا ٧٦
الله تعالی یاران شیطان را به این دلیل ضعیف توصیف کرد که به امید ثواب نمیجنگند و از ترس کیفر، دست از جنگ نمیکشند، بلکه فقط از روی تعصب یا حسادت بر مومنان به سبب آنچه که الله از فضل خویش به آنان ارزانی داشته است میجنگند. اما مومنان با کسی که با آنان بجنگد به امید کسب پاداش بزرگ الله میجنگند و اگر تهدیدی از جانب الله تعالی پایان جنگ را تقاضا کند دست از نبرد میکشند. بنابراین مومن با آگاهی از پاداشی که نزد الله در صورت کشتهشدن دارد و غنیمت و فتحی که در صورت سالمماندن دارد میجنگد اما کافر به هدف کشتهنشدن و با نومیدی از معاد میجنگد. طبری: 8/ 547.
پرسش: چرا الله تعالی نیرنگ شیطان و دوستانش را ضعیف توصیف فرمود؟
إِنَّ كَيْدَ ٱلشَّيْطَٰنِ كَانَ ضَعِيفًا ٧٦
منظور از کید شیطان، تدبیر و چارهاندیشی اوست؛ یعنی نیرنگی که برای یارانش علیه مسلمانان آشکار میکند و برنامهریزی برای گردآوردن مردم علیه مسلمانان. ابن عاشور: 5/ 124.
پرسش: منظور از کید شیطان چیست؟
أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ قِيلَ لَهُمۡ كُفُّوٓاْ أَيۡدِيَكُمۡ وَأَقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُواْ ٱلزَّكَوٰةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقِتَالُ إِذَا فَرِيقٞ مِّنۡهُمۡ يَخۡشَوۡنَ ٱلنَّاسَ كَخَشۡيَةِ ٱللَّهِ أَوۡ أَشَدَّ خَشۡيَةٗۚ
شاید فرمانیافتن آنان به ادای نماز و پرداخت زکات، هشداری است بر اینکه جهاد با نفس مقدم است و بنده تا زمانی که نتواند فرمان الله تعالی مبنی بر بذل مال را اطاعت کند نمیتواند جانش را ببخشد و بذل جان بالاترین حد بخشش است. آلوسی: 5/ 85.
پرسش: چرا امر به نماز و زکات را بر جهاد مقدم کرد؟
وَقَالُواْ رَبَّنَا لِمَ كَتَبۡتَ عَلَيۡنَا ٱلۡقِتَالَ لَوۡلَآ أَخَّرۡتَنَآ إِلَىٰٓ أَجَلٖ قَرِيبٖۗ قُلۡ مَتَٰعُ ٱلدُّنۡيَا قَلِيلٞ وَٱلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ لِّمَنِ ٱتَّقَىٰ وَلَا تُظۡلَمُونَ فَتِيلًا ٧٧
یعنی اگر به فرض، عمر طولانی به شما دهد، [باز هم به پایان خواهد رسید و] هر آنچه که پایان داشته باشد اندک به شمار میرود. بهعلاوه نعمتهایش حاصل نمیشود و حتی اگر حاصل شود، به سبب شائبهها و آلودگیهایی که دارد سخت و ناگوار است. بقاعی: 2/ 283.
پرسش: آیا عمر طولانی در هر حالتی، از اسباب خوشبختی به شمار میرود؟
قُلۡ مَتَٰعُ ٱلدُّنۡيَا قَلِيلٞ وَٱلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ لِّمَنِ ٱتَّقَىٰ وَلَا تُظۡلَمُونَ فَتِيلًا ٧٧
منظور از متاع دنیا، منفعت و برخورداری از لذاتش است. به این سبب آن را اندک نامید که ماندگار و همیشگی نیست. پیامبر ج میفرماید: «مَثَلِي وَمَثَلُ الدُّنْيَا كَرَاكِبٍ قَالَ قَيْلُولَةً تَحْتَ شَجَرَةٍ ثُمَّ رَاحَ وَتَرَكَهَا» [صحيح؛ با الفاظی مشابه در ابن ماجه: 4109؛ ترمذی: 2377] «حکایت من و دنیا، مانند مسافری است که در نیمروز از مرکب پیاده شود و زیر سایۀ درختی اندکی بخوابد و استراحت کند، سپس آنجا را ترک کند [و به راهش ادامه دهد]». قرطبی: 6/ 463.
پرسش: چرا الله تعالی متاع دنیا را اندک توصیف کرد؟
فَمَالِ هَٰٓؤُلَآءِ ٱلۡقَوۡمِ لَا يَكَادُونَ يَفۡقَهُونَ حَدِيثٗا ٧٨
در ضمن، کسانی که سخن الله و رسولش را بفهمند ستایش شدهاند. همچنان این آیه، انسان را به فهمیدن و بدست آوردن اسباب فهم کلام الله و رسولش و پیمودن راههایی که انسان را به سخن الله و رسولش میرساند، تشویق میکند. سعدی: 189.
پرسش: آیه چگونه بر طلب علم تشویق میکند؟