قرآن
ﯔ
ﱐ
ﭝ ﭞ ﭟ ﭠ ﭡ ﭢ ﭣ ﭤ ﭥ ﭦ
٥٨ ٥٨ ﭨ ﭩ ﭪ ﭫ ﭬ ﭭ ﭮ ﭯ
ﭰ ﭱ ٥٩ ٥٩ ﭳ ﭴ ﭵ ﭶ ﭷ ﭸ
ﭹ ﭺ ﭻ ﭼ ﭽ ﭾ ﭿ ﮀ ﮁ
٦٠ ٦٠ ﮃ ﮄ ﮅ ﮆ ﮇ ﮈ ﮉ ﮊ
ﮋ ﮌ ﮍ ٦١ ٦١ ﮏ ﮐ ﮑ ﮒ ﮓ ﮔ ﮕ ﮖ
ﮗ ﮘ ٦٢ ٦٢ ﮚ ﮛ ﮜ ﮝ ﮞ ﮟ
ﮠ ﮡ ﮢ ﮣ ﮤ ﮥ ٦٣ ٦٣ ﮧ
ﮨ ﮩ ﮪ ﮫ ﮬ ﮭ ٦٤ ٦٤ ﮯ
ﮰ ﮱ ﯓ ﯔ ﯕ ﯖ ﯗ ﯘ
ﯙ ﯚ ﯛ ﯜ ﯝ ٦٥ ٦٥ ﯟ
ﯠ ﯡ ﯢ ﯣ ﯤ ٦٦ ٦٦ ﯦ ﯧ ﯨ ﯩ
ﯪ ﯫ ﯬ ﯭ ﯮ ﯯ ﯰ
ﯱ ﯲ ﯳ ﯴ ﯵ ﯶ ﯷ ٦٧ ٦٧
قُلۡ مَآ أَسۡـَٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ مِنۡ أَجۡرٍ إِلَّا مَن شَآءَ أَن يَتَّخِذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ سَبِيلٗا ٥٧
﴿مَآ أَسَۡٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ﴾: یعنی بر اینکه شما را بشارت یا هشدار میدهم، درخواست اجر و مزد نمیکنم؛ تا مبادا مرا متهم کنید که این کار را برای دریافت مزد انجام میدهم یا اینکه نگویید: چرا گنجی به سویش انداخته نمیشود تا با آن خودش را از این کار بینیاز کند. گویی میفرماید: اکتفا و انحصار بر زیادهخواهی و افزونطلبی در مال، برای کسی که درخواستی از مردم دارد، ناپسند است و من پیش از نبوت، چنین صفتی نداشتم، پس چگونه امکان دارد که پس از نبوت، اینگونه باشم؟! بنابراین جز فایدۀ شما، چیز دیگری مد نظر ندارم. بقاعی: 13/ 412.
پرسش: نشانۀ دعوتگران صادقی که بر راه و روش پیامبران گام بر میدارند، چیست؟
أَوۡ تَقُولَ لَوۡ أَنَّ ٱللَّهَ هَدَىٰنِي لَكُنتُ مِنَ ٱلۡمُتَّقِينَ ٥٧ أَوۡ تَقُولَ حِينَ تَرَى ٱلۡعَذَابَ لَوۡ أَنَّ لِي كَرَّةٗ فَأَكُونَ مِنَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ ٥٨
کلام نفس در اینجا به ترتیب طبیعی خودش در ذهن، حکایت شده است؛ ابتدا بر عذابی که خودش را در آن افکنده است افسوس میخورد، سپس به عذرخواهی و اعلام بیزاری از گناه میرسد و امیدوار است که این امر او را نجات میدهد، سپس آرزو میکند که به دنیا بازگردد تا اعمال صالح انجام دهد؛ چنانکه میفرماید: ﴿قَالَ رَبِّ ٱرۡجِعُونِ٩٩ لَعَلِّيٓ أَعۡمَلُ صَٰلِحٗا فِيمَا تَرَكۡتُ﴾ [المؤمنون: 99-100]؛ «گوید: پروردگارا! مرا (به دنیا) بازگردان، باشد که در آنچه (در دنیا) ترک (و کوتاهی) کردهام، کار شایستهای انجام دهم». این نظم و ترتیب، دقیقترین ترتیب است. ابن عاشور: 24/ 47.
پرسش: تناسب آیات در حکایت از کلام نفس در روز قیامت را توضیح دهید.
وَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱلۡحَيِّ ٱلَّذِي لَا يَمُوتُ وَسَبِّحۡ بِحَمۡدِهِۦۚ وَكَفَىٰ بِهِۦ بِذُنُوبِ عِبَادِهِۦ خَبِيرًا ٥٨
در این آیه اشاره شده که انسان کامل، فقط به الله توکل و اعتماد میکند؛ زیرا توکل بر زندههایی که مرگ به سراغشان میآید، هر چند گاهی اوقات مفید است، ولی دوام ندارد. ابن عاشور: 19/ 59.
پرسش: بیان کنید که چرا فقط باید بر الله توکل کرد؟
وَيَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ تَرَى ٱلَّذِينَ كَذَبُواْ عَلَى ٱللَّهِ وُجُوهُهُم مُّسۡوَدَّةٌۚ أَلَيۡسَ فِي جَهَنَّمَ مَثۡوٗى لِّلۡمُتَكَبِّرِينَ ٦٠
عذاب متکبران با سیاهشدن چهره، متناسب با غرورشان است و متکبر وقتی چهرهاش سیاه شود غرورش میشکند؛ زیرا به همان اندازه که متکبر احساس کند مردم از عیوبش آگاه هستند، غرورش ضعیف میشود. ابن عاشور: 24/ 51.
پرسش: سیاهشدن چهرۀ متکبران در روز قیامت چه حکمتی دارد؟
وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱسۡجُدُواْۤ لِلرَّحۡمَٰنِ قَالُواْ وَمَا ٱلرَّحۡمَٰنُ أَنَسۡجُدُ لِمَا تَأۡمُرُنَا وَزَادَهُمۡ نُفُورٗا۩ ٦٠
وقتی خودداری آنان از سجدهکردن در برابر پروردگار رحمان با تعجب از کارشان بیان شد، با عمل بر خلاف کارشان، این مطلب تایید و تقویت شد، یعنی پیامبر ج به قصد مخالفت با آنان و تاکید بر سجده در برابر ذات رحمان، به سجده افتادند. ابن عاشور: 19/ 63.
پرسش: دلیل سجده هنگام تلاوت آیۀ فوق چیست؟
وَيُنَجِّي ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاْ بِمَفَازَتِهِمۡ لَا يَمَسُّهُمُ ٱلسُّوٓءُ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ ٦١
یعنی: ﴿وَيُنَجِّي ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاْ﴾ از جهنم؛ زیرا متکبر نیستند. بنابراین تقوا با تکبر منافات دارد؛ زیرا تقوا کمال اخلاق شرعی است و سبب دوری از مناهی و اجرای اوامر در ظاهر و باطن است؛ اما تکبر، یک بیماری قلبی و باطنی است. ابن عاشور: 24/ 52.
پرسش: چرا پس از متکبران، پرهیزگاران بیان شدند؟
وَهُوَ ٱلَّذِي جَعَلَ ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَ خِلۡفَةٗ لِّمَنۡ أَرَادَ أَن يَذَّكَّرَ أَوۡ أَرَادَ شُكُورٗا ٦٢
دلها در طول شبانهروز تغییر میکنند و حالاتی شامل خوشحالی، تنبلی، یادآوری، غفلت، دلتنگی، گشایش، رویآوری و اعراض بر آنها پیش میآید. الله سبحانه شب و روز را به گونهای قرار داده است که برای مردم تکرار شوند تا در برخی لحظات، یادآوری، نشاط و شکر الله تعالی برایشان حاصل شود. سعدی: 586.
پرسش: چگونه اختلاف شب و روز، سبب شکر الله سبحانه است؟
ٱللَّهُ خَٰلِقُ كُلِّ شَيۡءٖۖ
این عبارت و عبارات مشابه که در قرآن بسیار آمده است دلالت دارند بر اینکه همهچیز غیر از الله مخلوق هستند؛ بنابراین سخن کسانی را رد میکند که قائل به قدیمبودن برخی مخلوقات هستند؛ مانند فلاسفه که به قدیمبودن زمین و آسمانها و ارواح اعتقاد دارند و سایر سخنان پیروان باطل که متضمن معطلگذاشتن آفریدگار از آفرینش است. سعدی: 728.
پرسش: پاسخ کسانی که قائل به قدیمبودن برخی مخلوقات هستند چیست؟ دلیل فساد این دیدگاه کدام است؟
وَهُوَ ٱلَّذِي جَعَلَ ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَ خِلۡفَةٗ لِّمَنۡ أَرَادَ أَن يَذَّكَّرَ أَوۡ أَرَادَ شُكُورٗا ٦٢
عمر بن خطاب، حسن و ابن عباس ش میگویند: یعنی هر کس میخواهد نیکی، نماز و سایر اعمالی را که در شب یا روز از دست داده است، به یاد آورد و تکرار کند، در شب یا روزی که دوباره میآید، آن را جبران کند. ابن عطیه: 4/ 218.
پرسش: با توجه به آیه، تاثیر پیدرپی آمدن شب و روز را در عبادت بنده توضیح دهید.
قُلۡ أَفَغَيۡرَ ٱللَّهِ تَأۡمُرُوٓنِّيٓ أَعۡبُدُ أَيُّهَا ٱلۡجَٰهِلُونَ ٦٤
یعنی: این امر به سبب جهل از شما سر زد، و اگر علم داشتید به اینکه الله تعالی از تمام وجوه کامل است، تمام نعمتها را او میبخشد و فقط او مستحق عبادت است، نه کسی که از تمام وجوه ناقص است و هیچ نفع و زیانی نمیرساند، مرا به این کار دستور نمیدادید. سعدی: 729.
پرسش: چرا صفت جهل به مشرکان نسبت داده شد؟
وَعِبَادُ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلَّذِينَ يَمۡشُونَ عَلَى ٱلۡأَرۡضِ هَوۡنٗا
«هَون» مصدر «هَیِّن» به معنای آرامش و وقار است. در تفسیر آمده است که: یعنی با بردباری و فروتنانه بر روی زمین راه میروند، با میانهروی و وقار، آرامش و پیروی از اخلاق پیامبر ج گام بر میدارند. قرطبی: 15/ 466.
پرسش: اخلاق مؤمن در راهرفتن بر روی زمین را بیان کنید.
بَلِ ٱللَّهَ فَٱعۡبُدۡ وَكُن مِّنَ ٱلشَّٰكِرِينَ ٦٦
﴿وَكُن مِّنَ ٱلشَّٰكِرِينَ﴾ سپاسگزار الله به شکرانۀ توفیق او تعالی باش؛ یعنی همانگونه که در قبال نعمتهای دنیوی مانند سلامتی و عافیت جسم و کسب روزی از الله تعالی سپاسگزاری میشود، در قبال نعمتهای دینی مانند توفیق به اخلاص و تقوا نیز مورد شکر و ستایش قرار میگیرد، بلکه نعمتهای واقعی همان نعمتهای دینی هستند. سعدی: 729.
پرسش: چرا آیه با عبارت ﴿وَكُن مِّنَ ٱلشَّٰكِرِينَ﴾ پایان یافت؟
وَإِذَا خَاطَبَهُمُ ٱلۡجَٰهِلُونَ قَالُواْ سَلَٰمٗا ٦٣
میفرماید: وقتی کسانی که الله را نمیشناسند، آنان را با سخنان ناپسندی مورد خطاب قرار میدهند، با سخنان نیک و صحیح پاسخشان را میدهند. طبری: 19/ 295.
پرسش: روش حکیمانۀ رفتار و پاسخ به جاهلان را بیان کنید.
بَلِ ٱللَّهَ فَٱعۡبُدۡ وَكُن مِّنَ ٱلشَّٰكِرِينَ ٦٦
تدبر در اینکه نعمتهای دینی از جانب الله تعالی است و سپاسگزاری از الله در قبال آنها، باعث سالمماندن از خودبینیای است که برای بسیاری از عاملان به سبب جهلشان حاصل میشود، وگرنه بنده اگر از حقیقت حال آگاه باشد هرگز به سبب نعمتی که باید شکر بیشتری به جای آورد مغرور نمیشود. سعدی: 729.
پرسش: آیه به زدودن خودپسندی و غروری که برای برخی از نیکوکاران عارض میشود راهنمایی میکند. این مطلب را توضیح دهید.