قرآن
ﯦ
ﱓ
ﭚ ﭛ ﭜ ﭝ ﭞ ﭟ ﭠ ﭡ ﭢ
ﭣ ﭤ ﭥ ﭦ ١٩ ١٩ ﭨ ﭩ ﭪ
ﭫ ﭬ ﭭ ﭮ ﭯ ﭰ ﭱ ﭲ ﭳ
ﭴ ﭵ ﭶ ﭷ ﭸ ﭹ ﭺ ﭻ ﭼ ﭽ
ﭾ ﭿ ﮀ ﮁ ﮂ ﮃ ﮄ ﮅ ﮆ ﮇ
ﮈ ﮉ ﮊ ﮋ ﮌ ﮍ ﮎ ﮏ ﮐ ﮑ ٢٠ ٢٠
ﮓ ﮔ ﮕ ﮖ ﮗ ﮘ ﮙ ﮚ ﮛ
ﮜ ﮝ ﮞ ﮟ ﮠ ﮡ ﮢ ﮣ ﮤ
ﮥ ﮦ ﮧ ﮨ ﮩ ﮪ ﮫ ﮬ ﮭ ٢١ ٢١ ﮯ ﮰ
ﮱ ﯓ ﯔ ﯕ ﯖ ﯗ ﯘ ﯙ ﯚ ﯛ ﯜ
ﯝ ﯞ ﯟ ﯠ ﯡ ﯢ ﯣ ﯤ ﯥ ٢٢ ٢٢ ﯧ
ﯨ ﯩ ﯪ ﯫ ﯬ ﯭ ﯮ ﯯ ﯰ ﯱ
ﯲ ﯳ ﯴ ﯵ ﯶ ٢٣ ٢٣ ﯸ ﯹ ﯺ
ﯻ ﯼ ﯽ ﯾ ﯿ ﰀ ﰁ ﰂ ﰃ ﰄ ٢٤ ٢٤
ٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّمَا ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا لَعِبٞ وَلَهۡوٞ وَزِينَةٞ وَتَفَاخُرُۢ بَيۡنَكُمۡ وَتَكَاثُرٞ فِي ٱلۡأَمۡوَٰلِ وَٱلۡأَوۡلَٰدِۖ
دنیادوستان، مصداق این آیه هستند... اما کسی که دنیا و حقیقتش را بشناسند، آن را محل عبور و نه محل ماندن میداند و برای نزدیکی به سوی الله با دیگران مسابقه میدهد و وسایلی که او را به سوی الله میرسانند به کار میگیرد. سعدی: 841.
پرسش: پس از اینکه حقیقت دنیا را دانستی، چه موضعی در قبال آن اتخاذ میکنی؟
ٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّمَا ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا لَعِبٞ وَلَهۡوٞ وَزِينَةٞ وَتَفَاخُرُۢ بَيۡنَكُمۡ وَتَكَاثُرٞ فِي ٱلۡأَمۡوَٰلِ وَٱلۡأَوۡلَٰدِۖ
اصول مراحل زندگی هر یک از انسانها در این آیه بیان شده است؛ زیرا لعب، مرحلۀ طفولیت و کودکی، لهو مرحلۀ جوانی، زینت مرحلۀ مردانگی، فخرفروشی مرحلۀ پیری و افزونطلبی مرحلۀ کهنسالی است. ابن عاشور: 27/ 401.
پرسش: آیه دربردارندۀ مراحل زندگی مردم است. این مطلب را توضیح دهید.
وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ عَذَابٞ شَدِيدٞ وَمَغۡفِرَةٞ مِّنَ ٱللَّهِ وَرِضۡوَٰنٞۚ
یعنی آخرت از دو حال خارج نیست: یا عذاب سخت در آتش جهنم است... یا آمرزش گناهان و دفع کیفرها از جانب الله و خشنودی او تعالی از کسانی که آنان را به بهشت درآورد... این امور انسان را به پرهیزگاری در دنیا و وابستگی به آخرت فرا میخواند. سعدی: 841.
پرسش: وقتی که دانستی آخرت یا عذاب است یا آمرزش؛ چه موضعی در قبال دنیا اتخاد میکنی؟
وَمَا ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَآ إِلَّا مَتَٰعُ ٱلۡغُرُورِ ٢٠
سعید بن جبیر میگوید: «دنیا مایۀ فریب کسانی است که در آن به دنبال جستجوی آخرت نباشند، اما برای کسانی که در جستجوی آخرت هستند، مایۀ رسیدن به خوبیهاست». بغوی: 4/ 328.
پرسش: آیا دنیا مایۀ فریب تمام مردم است؟
لِّكَيۡلَا تَأۡسَوۡاْ عَلَىٰ مَا فَاتَكُمۡ وَلَا تَفۡرَحُواْ بِمَآ ءَاتَىٰكُمۡۗ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخۡتَالٖ فَخُورٍ ٢٣
یعنی: برایتان بیان کردیم که همهچیز قبل از وجود مخلوقات مقدر و نوشته شده بودند و قطعا به همان نحو واقع خواهند شد؛ تا بر چیزی که از دست میدهید اندوهگین نشوید؛ چون فوت آن برایتان مقدر شده است، و چیزی که امیدی در آن وجود نداشته باشد اندوه کمتری دارد، و به آنچه به شما میرسد شاد و سرمست نشوید؛ زیرا اگر بدانید رزق و خیری که برایتان نوشته شده است قطعا به شما خواهد رسید، از شادی شما کاسته میشود. شنقیطی:7/ 549.
پرسش: انسان از این امر که بداند مقدرات، قبل از وجود مخلوقات نوشته شده بودند چه فایدهای میبرد؟
لِّكَيۡلَا تَأۡسَوۡاْ عَلَىٰ مَا فَاتَكُمۡ وَلَا تَفۡرَحُواْ بِمَآ ءَاتَىٰكُمۡۗ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخۡتَالٖ فَخُورٍ ٢٣
اگر گفته شود: انسان ناخودآگاه از رسیدن خیر خوشحال میشود و از آمدن شر اندوهگین میگردد؛ چنانکه ابوبکر صدیق س که مال فراوانی به او رسید گفت: «يا الله! ما نمیتوانیم به سبب آنچه برایمان زینت دادهای خوشحال نشویم». پاسخ این است که: منظور از شادی مورد نهی آن است که بر اثر تکبر و طغیان صادر شود و منظور از غمی که مورد نهی قرار گرفته نیز این است که از حد صبر و تسلیم بگذرد. ابن جزی: 2/ 415.
پرسش: الله تعالی از غمگینشدن بر آنچه از دست میرود و شادشدن از آنچه به دست میآید نهی کرده است. منظور از این نهی چیست؟
وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخۡتَالٖ فَخُورٍ ٢٣ ٱلَّذِينَ يَبۡخَلُونَ وَيَأۡمُرُونَ ٱلنَّاسَ بِٱلۡبُخۡلِۗ
بخل در تمام منافع دینی و دنیایی مانند مال و علم امکانپذیر است؛ بخیل در علم کسی است که آن را از دیگران بازمیدارد. انسان متکبر و خودخواه یا خودش بر اثر غرور علم را طلب نمیکند یا آن را به مردم نمیبخشد. این امر بسیار اتفاق میافتد و ضد این تکبر، تواضع در طلب علم و آموختن آن به دیگران است. ابن تیمیه: 6/ 217.
پرسش: بسیاری از مردم بدون اینکه خودشان بدانند گرفتار بخل میشوند. این مطلب را توضیح دهید.