قرآن

نتیجه‌ای یافت نشد
نتیجه‌ای یافت نشد
نتیجه‌ای یافت نشد



٤٧ ٤٧

٤٨ ٤٨

ﭿ
٤٩ ٤٩



٥٠ ٥٠


٥١ ٥١

٥٢ ٥٢


ﯿ ٥٣ ٥٣

٥٤ ٥٤
482
سوره فصلت آیات 0 - 49

لَّا يَسۡـَٔمُ ٱلۡإِنسَٰنُ مِن دُعَآءِ ٱلۡخَيۡرِ وَإِن مَّسَّهُ ٱلشَّرُّ فَيَـُٔوسٞ قَنُوطٞ ٤٩

از طبیعت انسان آن‌گونه که هست و از ناشکیبایی و عجله‌اش هم در برابر خیر و هم در برابر شر خبر داد؛ مگر کسی که الله او را از این حالت به حالت کمال رسانده باشد. سعدی: 752.
پرسش: بر اساس آیه، ضعف بدن و قلب انسان و راه درمان آن را توضیح دهید.

سوره فصلت آیات 0 - 50

لَّا يَسۡـَٔمُ ٱلۡإِنسَٰنُ مِن دُعَآءِ ٱلۡخَيۡرِ وَإِن مَّسَّهُ ٱلشَّرُّ فَيَـُٔوسٞ قَنُوطٞ ٤٩ وَلَئِنۡ أَذَقۡنَٰهُ رَحۡمَةٗ مِّنَّا مِنۢ بَعۡدِ ضَرَّآءَ مَسَّتۡهُ لَيَقُولَنَّ هَٰذَا لِي وَمَآ أَظُنُّ ٱلسَّاعَةَ قَآئِمَةٗ وَلَئِن رُّجِعۡتُ إِلَىٰ رَبِّيٓ إِنَّ لِي عِندَهُۥ لَلۡحُسۡنَىٰۚ

دو مورد از ناپسندترین صفات انسان بیان شد: اگر شری به او برسد نومید می‌شود و زانوی غم به بغل می‌گیرد، اما هر گاه خیری به او برسد فراموش می‌کند که الله به او نعمت بخشیده و به او احسان کرده است، پس تکبر می‌ورزد و گمان می‌کند که مستحق این خیر بوده است؛ به‌علاوه، رستاخیز را تکذیب می‌کند و می‌گوید: گمان نکنم که قیامت برپا شود، سپس فراتر می‌رود و چنین گمان می‌کند که اگر پس از مرگ دوباره زنده شود بهتر از آن را نزد الله خواهد داشت. بنابراین این جهل و غرور، بی‌حد و مرز است. ابن قیم: 2/ 420.
پرسش: دو صفت ناپسند انسان در برابر خیر و شر چیست؟

سوره فصلت آیات 0 - 51

وَإِذَآ أَنۡعَمۡنَا عَلَى ٱلۡإِنسَٰنِ أَعۡرَضَ وَنَـَٔا بِجَانِبِهِۦ وَإِذَا مَسَّهُ ٱلشَّرُّ فَذُو دُعَآءٍ عَرِيضٍ ٥١

﴿فَذُو دُعَآءٍ عَرِيضٖ﴾ یعنی: بسیار زیاد دعا می‌کند؛ چون صبر ندارد؛ یعنی انسان در سختی صبر نمی‌کند و در آسایش شکر نمی‌گزارد مگر کسی که الله او را هدایت کند و بر او منت بخشد. سعدی: 752.
پرسش: انسان مومن در آسایش یا سختی باید چه موضعی اتخاذ کند؟

سوره فصلت آیات 0 - 51

وَإِذَآ أَنۡعَمۡنَا عَلَى ٱلۡإِنسَٰنِ أَعۡرَضَ وَنَـَٔا بِجَانِبِهِۦ وَإِذَا مَسَّهُ ٱلشَّرُّ فَذُو دُعَآءٍ عَرِيضٍ ٥١

برای آموزش رعایت ادب در برابر الله، رساندن شر را به الله نسبت نداد؛ چنان‌که ابراهیم ÷ گفت: ﴿ٱلَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهۡدِينِ٧٨ وَٱلَّذِي هُوَ يُطۡعِمُنِي وَيَسۡقِينِ٧٩ وَإِذَا مَرِضۡتُ فَهُوَ يَشۡفِينِ﴾ [الشعراء: 78-80]؛ «(همان) ذاتی که مرا آفرید، پس او مرا هدایت می‌کند و ذاتی که او به من غذا می‌دهد و سیراب می‌نماید و هنگامی که بیمار شوم پس او مرا شفا می‌دهد». اما نگفت: «وإذا أمرضنی؛ هنگامی که الله مرا بیمار کند». سرّ این امر در آن است که: خیر و نعمت‌ها در اصل خلقت و آفرینش انسان، در تسخیر او هستند و بیشتر اوقات برایش حاصل می‌شوند و این امر، یکی از مظاهر بقای حیات بشریت است. اما بیشتر شر و آسیب‌ها به سبب عملکرد نامناسب خود انسان و انجام کارهایی که شرایع و حکما از آن نهی می‌کنند به او می‌رسد و اغلب از روی علم و گستاخی، آسیب می‌بیند. ابن عاشور: 25/ 15.
پرسش: چرا رساندن شر به الله تعالی نسبت داده نشد؟ و غالباً شرّ به چه سبب به انسان می‌رسد؟

سوره فصلت آیات 0 - 53

سَنُرِيهِمۡ ءَايَٰتِنَا فِي ٱلۡأٓفَاقِ وَفِيٓ أَنفُسِهِمۡ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمۡ أَنَّهُ ٱلۡحَقُّۗ

یعنی: قرآن حقیقت است؛ به عبارتی، باید از طریق مشاهدۀ آیات مشهود الله که برای‌شان آشکار است به این یقین برسند که آیات خواندنی [= قرآن] حقیقت است. ابن قیم: 2/ 420.
پرسش: آیات الله در هستی و بدن انسان، بر صحت قرآن دلالت دارند. این مطلب را بر اساس آیه توضیح دهید.

سوره فصلت آیات 0 - 53

سَنُرِيهِمۡ ءَايَٰتِنَا فِي ٱلۡأٓفَاقِ وَفِيٓ أَنفُسِهِمۡ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمۡ أَنَّهُ ٱلۡحَقُّۗ

نوعی اعجاز در خبردادن از غیب در آیه وجود دارد؛ زیرا الله تعالی از وعدۀ پیروزی خود و دینش خبر داد و این امر با وجود اندک بودن مسلمانان، از طریق فتوحات و پایداری این دین و پیوستن امت‌ها به آن در زمان رسول الله ج و خلفایش به‌گونه‌ای شگفت در آفاق دنیا و مشرق و مغرب به صورت عام و در سرزمین عرب به صورت خاص محقق گشت و مانند آن برای هیچ یک از پادشاهان و فرمانروایان روی زمین میسر نشده است... تاریخ گواهی می‌دهد که انتشار اسلام و تسلط مسلمانان بر امت‌ها که به طرز شگفتی به وقوع پیوسته، امری خارق العاده است؛ بنابراین مشخص می‌شود که دین حق همان دین اسلام است و مسلمانان هر گاه به ریسمان اسلام چنگ بزنند به طرز شگفتی از جانب الله تعالی یاری می‌شوند و زمان گذشته و حال، گواه این مطلب است. ابن عاشور: 25/ 18.
پرسش: اعجاز غیبی موجود در آیه را بیان کنید.

سوره فصلت آیات 0 - 54

أَلَآ إِنَّهُمۡ فِي فِي مِرۡيَةٖ مِّن لِّقَآءِ رَبِّهِمۡۗ

عمر بن عبدالعزیز بر منبر بالا رفت و پس از حمد و ثنای الله، گفت: ای مردم شما را برای کار و امر جدیدی جمع نکرده‌ام، بلکه در مورد این امر که به سوی آن بازمی‌گردید اندیشیدم و دانستم کسانی که آن را تصدیق می‌کنند کم‌عقل هستند و کسانی که آن را تکذیب می‌کنند نابود می‌شوند، سپس از منبر پایین آمد. این جمله که تصدیق‌کنندگان روز قیامت احمق هستند به این معناست که عملی متناسب با آن انجام نمی‌دهند و از هول و هراسش نمی‌ترسند، هر چند آن را تصدیق می‌کنند و به وقوعش یقین دارند، اما باز هم به بیهودگی و غفلت و پیروی از هوای نفس ادامه می‌دهند و از این نظر، کم‌خرد هستند. ابن کثیر: 4/ 107.
پرسش: برخی از کسانی که روز قیامت را تصدیق می‌کنند از حالت‌شان مشخص می‌شود که در مورد قیامت شک و تردید دارند. این مطلب را توضیح دهید.