قرآن
ﮟ
ﱈ
ﭚ ﭛ ﭜ ﭝ ٦٥ ٦٥ ﭟ ﭠ ﭡ ﭢ ﭣ ﭤ
ﭥ ﭦ ٦٦ ٦٦ ﭨ ﭩ ﭪ ﭫ ﭬ ﭭ ﭮ
ﭯ ﭰ ﭱ ٦٧ ٦٧ ﭳ ﭴ ﭵ ﭶ
ﭷ ﭸ ﭹ ﭺ ٦٨ ٦٨ ﭼ ﭽ ﭾ ﭿ
ﮀ ﮁ ﮂ ﮃ ﮄ ﮅ ٦٩ ٦٩ ﮇ ﮈ ﮉ ﮊ
ﮋ ﮌ ﮍ ﮎ ٧٠ ٧٠ ﮐ ﮑ ﮒ ﮓ ﮔ ﮕ ﮖ ﮗ
ﮘ ﮙ ٧١ ٧١ ﮛ ﮜ ﮝ ﮞ ﮟ ﮠ
ﮡ ﮢ ٧٢ ٧٢ ﮤ ﮥ ﮦ ﮧ ﮨ ﮩ ﮪ ﮫ
ﮬ ﮭ ﮮ ﮯ ﮰ ﮱ ﯓ ﯔ ٧٣ ٧٣
ﯖ ﯗ ﯘ ﯙ ﯚ ﯛ ﯜ ﯝ ﯞ ٧٤ ٧٤
ﯠ ﯡ ﯢ ﯣ ﯤ ﯥ ﯦ ﯧ ﯨ ﯩ ﯪ ﯫ ﯬ
ﯭ ﯮ ﯯ ﯰ ﯱ ﯲ ﯳ ﯴ ﯵ ﯶ
ﯷ ﯸ ﯹ ٧٥ ٧٥ ﯻ ﯼ ﯽ ﯾ ﯿ ﰀ
ﰁ ﰂ ﰃ ﰄ ﰅ ﰆ ﰇ ﰈ ٧٦ ٧٦
فَوَرَبِّكَ لَنَحۡشُرَنَّهُمۡ وَٱلشَّيَٰطِينَ ثُمَّ لَنُحۡضِرَنَّهُمۡ حَوۡلَ جَهَنَّمَ جِثِيّٗا ٦٨
﴿ٱلشَّيَٰطِينَ﴾ به ضمیر مشرکان عطف شد تا تحقیر شوند به اینکه همراه خوارترین و فاسدترین جنس حشر میشوند و تا اشارهای باشد به اینکه شیاطین باعث شدند که مشرکان گمراه شوند و به این حالت بیفتند. ابن عاشور: 16/ 147.
پرسش: عطف (شیاطین) به ضمیر مشرکان چه نکتهای در بر دارد؟
ثُمَّ لَنَنزِعَنَّ مِن كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمۡ أَشَدُّ عَلَى ٱلرَّحۡمَٰنِ عِتِيّٗا ٦٩
﴿أَيُّهُمۡ أَشَدُّ عَلَى ٱلرَّحۡمَٰنِ عِتِيّٗا﴾ عتواً: ابن عباس ب میگوید: یعنی گستاختر. مجاهد میگوید: تبهکارتر؛ منظور این است که به ترتیب سرکشی و گستاخی وارد جهنم میشوند. کلبی میگوید: رهبر و بزرگ آنان در شرّ؛ یعنی کسی که جرم بزرگتر و کفر سختتری دارد زودتر وارد جهنم میشود. در برخی روایات آمده است که همگی در بند و زنجیر پیرامون جهنم محشور میشوند سپس به ترتیب سرسختی در کفر وارد جهنم میشوند. بغوی: 3/ 99.
پرسش: کیفر کسی که در شر و طغیان پیشوا باشد چیست؟
وَإِن مِّنكُمۡ إِلَّا وَارِدُهَاۚ كَانَ عَلَىٰ رَبِّكَ حَتۡمٗا مَّقۡضِيّٗا ٧١
عبدالله بن رواحه س سر در آغوش همسر گذاشت و گریست. همسرش نیز با او گریه کرد. عبدالله س از او پرسید: چه چیزی تو را به گریه انداخت؟ گفت: دیدم تو گریه میکنی من هم به گریه افتادم. عبدالله س گفت: آیۀ ﴿وَإِن مِّنكُمۡ إِلَّا وَارِدُهَا﴾ را به یاد آوردم اما نمیدانم از جهنم نجات مییابم یا نه. ابومسیره هر گاه به بستر میرفت میگفت: کاش مادرم مرا نزاده بود، سپس میگریست. به او گفتند: ای ابومیسره چرا گریه میکنی؟ گفت: به ما خبر داده شده که وارد جهنم میشویم اما این خبر به ما نرسیده که از آن عبور میکنیم. ابن کثیر: 3/ 129.
پرسش: چرا کسی که در قرآن تدبر کند از ورود در جهنم میترسد؟
وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُنَا بَيِّنَٰتٖ قَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَيُّ ٱلۡفَرِيقَيۡنِ خَيۡرٞ مَّقَامٗا وَأَحۡسَنُ نَدِيّٗا ٧٣
﴿خَيۡرٞ مَّقَامٗا﴾ یعنی: در دنیا شامل: مال و فرزند فراوان و تأمین خواستهها... از این آیه دانسته شد این استدلال که دستیابی به خیر دنیا دلیل دستیابی به خیر آخرت است، استدلالی کاملاً باطل و یکی از روشهای کافران است. سعدی: 499.
پرسش: بسیار مشاهده میشود که مردم وجود نعمتهای دنیوی را دلیلی بر محبت الله به خودشان میپندارند. در این مورد چه دیدگاهی داری؟
وَكَمۡ أَهۡلَكۡنَا قَبۡلَهُم مِّن قَرۡنٍ هُمۡ أَحۡسَنُ أَثَٰثٗا وَرِءۡيٗا ٧٤
اثاث: لباس و سایر اموال شبیه آن. رئی: منظر. خبر میدهد کسانی که الله آنان را قبل از اینان نابود کرد، ظاهری نیکوتر داشتند و ثروتمندتر بودند، تا روشن شود این امور نزد الله فایدهای نمیرساند و او تعالی به آنها اهمیت نمیدهد. ابن تیمیه: 4/ 292.
پرسش: بر اساس آیه توضیح دهید که اموال و صورتها هیچ نفعی نزد الله نمیرسانند.
قُلۡ مَن كَانَ فِي ٱلضَّلَٰلَةِ فَلۡيَمۡدُدۡ لَهُ ٱلرَّحۡمَٰنُ مَدًّاۚ حَتَّىٰٓ إِذَا رَأَوۡاْ مَا يُوعَدُونَ إِمَّا ٱلۡعَذَابَ وَإِمَّا ٱلسَّاعَةَ فَسَيَعۡلَمُونَ مَنۡ هُوَ شَرّٞ مَّكَانٗا وَأَضۡعَفُ جُندٗا ٧٥
معیار تشخیص و جداسازی میان نعمتی که ناشی از خوشنودی الله بر بنده است و بین نعمتی که کافر را به تدریج به سوی عذاب میکشاند، این است که بنگریم صاحب نعمت آیا بر هدایت قرار دارد یا در گمراهی به سر میبرد. ابن عاشور: 16/ 155.
پرسش: چگونه میتوان تشخیص داد که نعمت به سبب خوشنودی الله به بنده رسیده یا اینکه نعمت به این منظور به بنده داده شده تا او را به تدریج به سوی عذاب بکشاند؟
وَٱلۡبَٰقِيَٰتُ ٱلصَّٰلِحَٰتُ خَيۡرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابٗا وَخَيۡرٞ مَّرَدًّا ٧٦
﴿وَٱلۡبَٰقِيَٰتُ ٱلصَّٰلِحَٰتُ﴾: اذکار و اعمال صالح که برای صاحبش باقی میماند. بغوی: 3/ 105.
پرسش: ﴿ٱلۡبَٰقِيَٰتُ ٱلصَّٰلِحَٰتُ﴾ چیست؟ و چرا به این عنوان نامیده شده است؟