قرآن
ﮒ
ﰿ
ﭚ ﭛ ﭜ ٦٩ ٦٩ ﭞ ﭟ ﭠ ﭡ
ﭢ ﭣ ﭤ ﭥ ﭦ ﭧ ﭨ ﭩ ﭪ
ﭫ ﭬ ﭭ ﭮ ﭯ ﭰ ﭱ ﭲ ﭳ ﭴ
ﭵ ﭶ ﭷ ﭸ ﭹ ﭺ ﭻ ﭼ ﭽ ﭾ ﭿ
ﮀ ﮁ ﮂ ﮃ ﮄ ﮅ ﮆ ﮇ ﮈ
ﮉ ﮊ ﮋ ﮌ ﮍ ٧٠ ٧٠ ﮏ ﮐ ﮑ ﮒ
ﮓ ﮔ ﮕ ﮖ ﮗ ﮘ ﮙ ﮚ ﮛ ﮜ ﮝ
ﮞ ﮟ ﮠ ﮡ ﮢ ﮣ ﮤ
ﮥ ﮦ ﮧ ﮨ ﮩ ﮪ ﮫ ﮬ ﮭ ﮮ
ﮯ ﮰ ﮱ ﯓ ﯔ ﯕ ﯖ ﯗ ﯘ ٧١ ٧١ ﯚ
ﯛ ﯜ ﯝ ﯞ ﯟ ﯠ ﯡ ﯢ ٧٢ ٧٢ ﯤ
ﯥ ﯦ ﯧ ﯨ ﯩ ﯪ ﯫ ﯬ ﯭ
ﯮ ﯯ ﯰ ﯱ ﯲ ﯳ ﯴ ﯵ ﯶ ﯷ ﯸ ﯹ
ﯺ ﯻ ﯼ ﯽ ﯾ ﯿ ﰀ ٧٣ ٧٣
وَمَا عَلَى ٱلَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنۡ حِسَابِهِم مِّن شَيۡءٖ وَلَٰكِن ذِكۡرَىٰ لَعَلَّهُمۡ يَتَّقُونَ ٦٩
این آیه دلالت دارد بر اینکه سخنران باید عباراتی را به کار گیرد که دستیابی به هدف تقوا را آسانتر کند. سعدی: 261.
پرسش: هدفی که دعوتگر باید هنگام سخنرانی در برابر مردم مد نظر قرار دهد چیست؟
وَذَرِ ٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ دِينَهُمۡ لَعِبٗا وَلَهۡوٗا وَغَرَّتۡهُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَاۚ
یعنی محبت قلبی با آنان نداشته باش؛ زیرا اگر مأمور میشدی به آنان پند و اندرز دهی لجاجت و سرسختی به خرج میدادند .... ﴿لَعِبٗا وَلَهۡوٗا﴾ یعنی: دینی را که آنان را به آن دعوت دادی به استهزا گرفتند. بنابر قولی: دین خودشان را به تمسخر گرفتند؛ یعنی به آن عمل نکردند، حال آنکه تمسخر و استهزا در هیچ دینی روا نیست. قرطبی: 8/ 423.
پرسش: دین الله تعالی چگونه به لهو و لعب گرفته میشود؟
وَذَرِ ٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ دِينَهُمۡ لَعِبٗا وَلَهۡوٗا وَغَرَّتۡهُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَاۚ
بیان حیات در اینجا اهمیت بهسزایی دارد؛ یعنی هدف اصلی آنان از این دنیا، زندگی در آن است؛ نه نیکیهایی که در آن کسب میشود و سبب دستیابی به سعادت در زندگی اخروی میگردد؛ یعنی: زندگی دنیا آنان را فریفت و این گمان را بر آنان افکند که بعد از زندگی دنیا، حیاتی دیگر نیست. ابن عاشور: 7/ 296.
پرسش: بیان واژۀ حیات در این آیه چه فایدهای دارد؟
وَذَكِّرۡ بِهِۦٓ
یعنی: بهوسیلۀ قرآن، بندگان را به آنچه که به آنان فایده میرساند امر کن و صفات نیکویش را بیان دار و از آنچه که به بندگان زیان میرساند نهی کن و انواعش را توضیح بده.
پرسش: بهترین روش در بهکارگیری قرآن در دعوت و اندرزدادن مردم چیست؟
وَذَكِّرۡ بِهِۦٓ أَن تُبۡسَلَ نَفۡسُۢ بِمَا كَسَبَتۡ
یعنی: از آنچه که سبب نجات او در دنیا و آخرت است بازمانَد؛ زیرا گناهان، بند و زندان و مانعی هستند که انسان را از حرکت در فضای توحید بازمیدارند و مانع او از چیدن ثمرات اعمال صالح میشوند؛ یعنی هم در دنیا و هم در آخرت محبوس است. ابن تیمیه: 3/ 33.
پرسش: بر اساس آیه توضیح دهید که گناهان، بازداشتگاه گناهکار هستند.
قُلۡ أَنَدۡعُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَنفَعُنَا وَلَا يَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَىٰٓ أَعۡقَابِنَا بَعۡدَ إِذۡ هَدَىٰنَا ٱللَّهُ كَٱلَّذِي ٱسۡتَهۡوَتۡهُ ٱلشَّيَٰطِينُ فِي ٱلۡأَرۡضِ حَيۡرَانَ لَهُۥٓ أَصۡحَٰبٞ يَدۡعُونَهُۥٓ إِلَى ٱلۡهُدَى ٱئۡتِنَاۗ
مردم در برابر دعوتگرِ هدایت به چند دسته تقسیم میشوند؛ برخی از آنان در تمام یا اغلب امور دعوتگر، با او همراهند. برخی بر عکس گروه اول هستند. برخی نیز میان دعوتگرِ هدایت و دعوتگرِ گمراهی سرگردانند و هر دو مورد برایشان یکسان است. در چنین موضعی است که سعادتمندان از سیهروزان متمایز میگردند. سعدی: 261- 262.
پرسش: انواع مردم در برابر دعوتگر هدایت، را نام ببَر؟ و دوست داری جزء کدام نوع باشی؟
كَٱلَّذِي ٱسۡتَهۡوَتۡهُ ٱلشَّيَٰطِينُ فِي ٱلۡأَرۡضِ حَيۡرَانَ لَهُۥٓ أَصۡحَٰبٞ يَدۡعُونَهُۥٓ إِلَى ٱلۡهُدَى ٱئۡتِنَاۗ قُلۡ إِنَّ هُدَى ٱللَّهِ هُوَ ٱلۡهُدَىٰۖ وَأُمِرۡنَا لِنُسۡلِمَ لِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ ٧١
﴿لَهُۥٓ أَصۡحَٰبٞ﴾ رفیقانی که او را به هدایت فرا میخوانند، یعنی: برای اینکه او را به راه راست، هدایت کنند، به او میگویند: همراه ما بیا، اما او عقلش مختل شده و از آنان دور گشته است، در نتیجه به آنان پاسخ نمیدهد. تمام این عبارت، مثالی است برای کسی که در دین از هدایت گمراه شده است، و به اسلام دعوت میشود اما پاسخ نمیدهد. ابن جزی: 1/ 275.
پرسش: بر اساس آیه توضیح دهید که چه کسی سرگشته و حیران است؟