قرآن
ﮏ
ﰼ
ﭝ ﭞ ﭟ ﭠ ﭡ ﭢ ﭣ ﭤ
ﭥ ﭦ ﭧ ١٨١ ١٨١ ﭩ ﭪ ﭫ ﭬ
ﭭ ﭮ ﭯ ﭰ ﭱ ١٨٢ ١٨٢ ﭳ ﭴ ﭵ ﭶ
ﭷ ﭸ ﭹ ﭺ ﭻ ﭼ ﭽ ﭾ
ﭿ ﮀ ﮁ ﮂ ﮃ ﮄ ﮅ ﮆ ﮇ ﮈ
ﮉ ﮊ ﮋ ﮌ ﮍ ﮎ ﮏ
١٨٣ ١٨٣ ﮑ ﮒ ﮓ ﮔ ﮕ ﮖ ﮗ ﮘ
ﮙ ﮚ ﮛ ﮜ ١٨٤ ١٨٤ ﮞ ﮟ
ﮠ ﮡ ﮢ ﮣ ﮤ ﮥ ﮦ ﮧ ﮨ
ﮩ ﮪ ﮫ ﮬ ﮭ ﮮ ﮯ ﮰ ﮱ ﯓ
ﯔ ﯕ ﯖ ﯗ ﯘ ١٨٥ ١٨٥ ﯚ ﯛ ﯜ
ﯝ ﯞ ﯟ ﯠ ﯡ ﯢ
ﯣ ﯤ ﯥ ﯦ ﯧ ﯨ ﯩ ﯪ ﯫ
ﯬ ﯭ ﯮ ﯯ ﯰ ﯱ ﯲ ﯳ ١٨٦ ١٨٦
سَنَكۡتُبُ مَا قَالُواْ وَقَتۡلَهُمُ ٱلۡأَنۢبِيَآءَ بِغَيۡرِ حَقّٖ وَنَقُولُ ذُوقُواْ عَذَابَ ٱلۡحَرِيقِ ١٨١
الله متعال با بیان خبر تکذیب رسولان پیشین توسط تکذیبکنندگان، پیامبر گرامیاش محمد ج را دلداری داد تا به رسولان پیشین اقتدا کند؛ زیرا وفات و قتل پیامبر گرامی ج همانند رسولان قبل از او ممکن است. خبر را با این عبارت به پایان رسانید که بسیاری از رسولان کشته شدهاند، این امر قطعی است و به وقوع پیوسته و هیچ خاص و عامی از مرگ در امان نیست. بقاعی: 2/ 192.
پرسش: خبردادن از قتل پیامبران چه حکمتی دارد؟
سَنَكۡتُبُ مَا قَالُواْ وَقَتۡلَهُمُ ٱلۡأَنۢبِيَآءَ بِغَيۡرِ حَقّٖ وَنَقُولُ ذُوقُواْ عَذَابَ ٱلۡحَرِيقِ ١٨١
چون به قتل پیامبران که پیشینیانِ آنان مرتکب شدند راضی بودند و همانند آنان این کار را حلال و جایز میدانستند، الله تعالی این کار را به همگی نسبت داد؛ زیرا پیرو یک دین و آیین هستند و همگی به این کار راضی بودند. طبری: 7/ 446.
پرسش: چرا قتل پیامبران به یهودیان معاصر نسبت داده شد، در حالی که پیشینیانِ آنان مرتکب این کار شده بودند؟
وَقَتۡلَهُمُ ٱلۡأَنۢبِيَآءَ بِغَيۡرِ حَقّٖ
﴿بِغَيۡرِ حَقّٖ﴾ منظور از این قید آن است که آنان با علم به اینکه قتل پیامبران کار بسیار زشتی است آن را مرتکب شدند، نه از روی جهل و گمراهی، بلکه از روی دشمنی و گردنکشی، این کار را انجام میدادند. سعدی: 159.
پرسش: چرا الله تعالی قتل پیامبران توسط یهودیان را با قید «ناحق» توصیف کرد؟
كُلُّ نَفۡسٖ ذَآئِقَةُ ٱلۡمَوۡتِۗ وَإِنَّمَا تُوَفَّوۡنَ أُجُورَكُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۖ فَمَن زُحۡزِحَ عَنِ ٱلنَّارِ وَأُدۡخِلَ ٱلۡجَنَّةَ فَقَدۡ فَازَۗ وَمَا ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَآ إِلَّا مَتَٰعُ ٱلۡغُرُورِ ١٨٥
شخص فریبخورده از کالایی که با آن فریب خورده است پشیمان میشود، بنابراین خوشبخت کسی است که بکوشد مرگش در خوشنودی مولایش باشد. بقاعی: 2/ 193.
پرسش: سرانجامِ نیکو، چه نشانهای دارد؟
كُلُّ نَفۡسٖ ذَآئِقَةُ ٱلۡمَوۡتِۗ وَإِنَّمَا تُوَفَّوۡنَ أُجُورَكُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۖ فَمَن زُحۡزِحَ عَنِ ٱلنَّارِ وَأُدۡخِلَ ٱلۡجَنَّةَ فَقَدۡ فَازَۗ
الله سبحانه و تعالی با بیان سرگذشت رسولان به رسولش دلداری داد – همان کسانی که بر صبر و تلاش در طاعت پایدار ماندند- تا اینکه هم خودشان و هم امتهایشان از دنیا رفتند و آنچه را که داشتند ناگزیر به جای گذاشتند و فقط فرمانرواییِ الله باقی ماند؛ هر دو گروه منتظر جزا هستند- یعنی رسولان، فتح و پیروزی کامل و کافران، نابودی کامل را انتظار میکشند-، در ادامه خبر داد که هر نفسی چنین سرنوشتی دارد؛ تا فرمانبردار بیشتر تلاش کند و نافرمان از کارش دست بکشد. بقاعی: 2/ 192.
پرسش: معیار مومنان و منافقان بر رستگاری در دنیا چیست؟
لَتُبۡلَوُنَّ فِيٓ أَمۡوَٰلِكُمۡ وَأَنفُسِكُمۡ وَلَتَسۡمَعُنَّ مِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ مِن قَبۡلِكُمۡ وَمِنَ ٱلَّذِينَ أَشۡرَكُوٓاْ أَذٗى كَثِيرٗاۚ
به آنان خبر داد تا خودشان را برای تحمل و رویارویی با این امر آماده کنند و با صبر و استقامت نیکو با آن روبهرو شوند؛ زیرا هجوم مصیبت، این را میطلبد که احتیاط بیشتری صورت گیرد و آمادگی در برابر سختی، از غم و اندوهِ آن میکاهد. آلوسی: 4/ 147.
پرسش: چرا الله سبحانه و تعالی به دعوتگران و مومنان خبر داد که آزمایش خواهند شد؟
وَإِن تَصۡبِرُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ ذَٰلِكَ مِنۡ عَزۡمِ ٱلۡأُمُورِ ١٨٦
زیرا تقوا، دربرگیرندۀ دو چیز است: انجام اوامر و ترک نواهی. و صبر دربرگیرندۀ شکیبایی در برابر امر مقدّر است. ابن تیمیه: 2/ 185.
پرسش: تقوا و صبر مذکور در آیه، دربرگیرندۀ چه مواردی است؟