قرآن
ﯨ
ﱔ
ﭝ ٤ ٤ ﭟ ﭠ ﭡ ﭢ ﭣ ﭤ ﭥ ﭦ
ﭧ ﭨ ﭩ ﭪ ﭫ ٥ ٥ ﭭ ﭮ ﭯ
ﭰ ﭱ ﭲ ﭳ ﭴ ﭵ ﭶ ﭷ ﭸ ﭹ
ﭺ ﭻ ﭼ ﭽ ﭾ ﭿ ﮀ ﮁ ﮂ ﮃ ﮄ ﮅ
ﮆ ٦ ٦ ﮈ ﮉ ﮊ ﮋ ﮌ ﮍ ﮎ ﮏ ﮐ ﮑ
ﮒ ﮓ ﮔ ﮕ ﮖ ﮗ ﮘ ﮙ ﮚ
ﮛ ﮜ ﮝ ﮞ ﮟ ﮠ ﮡ ﮢ ﮣ
ﮤ ﮥ ﮦ ﮧ ﮨ ﮩ ﮪ ﮫ ﮬ ﮭ ﮮ ﮯ
٧ ٧ ﮱ ﯓ ﯔ ﯕ ﯖ ﯗ ﯘ
ﯙ ﯚ ﯛ ﯜ ﯝ ﯞ ﯟ ﯠ ﯡ
ﯢ ﯣ ﯤ ٨ ٨ ﯦ ﯧ ﯨ ﯩ ﯪ
ﯫ ﯬ ﯭ ﯮ ﯯ ﯰ ﯱ ﯲ ﯳ
ﯴ ﯵ ﯶ ﯷ ﯸ ﯹ ﯺ ﯻ ﯼ ﯽ ﯾ
ﯿ ﰀ ﰁ ﰂ ﰃ ﰄ ﰅ ٩ ٩
ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ شَآقُّواْ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥۖ وَمَن يُشَآقِّ ٱللَّهَ فَإِنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ ٤
﴿وَمَن يُشَآقِّ ٱللَّهَ فَإِنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ﴾: فقط از دشمنی با الله نام برد، زیرا خصومت با الله، دشمنی با رسولش است. شوکانی: 5/ 196.
پرسش: چرا در آخر آیه، از دشمنی آنان با الله نام برد و به مانند عبارت قبلی، از خصومت آنان با پیامبر ج سخن نگفت؟
كَيۡ لَا يَكُونَ دُولَةَۢ بَيۡنَ ٱلۡأَغۡنِيَآءِ مِنكُمۡۚ
تا اینکه این اموال ... میان رئیسان و قدرتمندان دست به دست نشود و در نتیجه، بر فقیران و ضعیفان مسلط شوند؛ زیرا در دوران جاهلیت، وقتی غنیمتی میگرفتند، رئیس یک چهارم آن را برای خودش برمیداشت؛ که به آن «مرباع» میگفتند ... بنابراین الله این حق را به پیامبرش داد تا مال غنیمت را بر اساس فرمان او تعالی، تقسیم کند. بغوی: 4/ 357.
پرسش: منظور از عبارت ﴿كَيۡ لَا يَكُونَ دُولَةَۢ بَيۡنَ ٱلۡأَغۡنِيَآءِ مِنكُمۡ﴾ چیست؟
وَمَآ ءَاتَىٰكُمُ ٱلرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَىٰكُمۡ عَنۡهُ فَٱنتَهُواْۚ
هدف از این پیوست، دفع گمان برخی از لشکریان بود که میپنداشتند از غنیمتی که الله از سرزمین نضیر به پیامبرش بخشیده بود، محروم شدهاند و بدین سبب خشمگین بودند. ابن عاشور: 28/ 86.
پرسش: چرا بیان احکام غنیمت، با این جملۀ زیبا و پرمعنا به پایان رسید؟
وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمۡ حَاجَةٗ مِّمَّآ أُوتُواْ وَيُؤۡثِرُونَ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ وَلَوۡ كَانَ بِهِمۡ خَصَاصَةٞۚ
الله فرمود که آنان با وجود نیازشان، آنچه دارند را به دیگران میبخشند و از نعمتی که به برادرانشان داده شده است، ناراحت نمیشوند، که ضد صفت اولی، بخل و ضد دومی، حسادت است. به همین سبب، بخل و حسادت از یک نوع است؛ زیرا حسود بخشش دیگران را نمیپسندد که به فردی برسد و بخیل دوست ندارد که آنچه دارد را به دیگران بدهد. ابن تیمیه: 6/ 272.
پرسش: در آیه فوق، دو صفت و ویژگی مهم از مؤمنان بیان شده است، آن دو ویژگی را بنویسید.
وَيُؤۡثِرُونَ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ وَلَوۡ كَانَ بِهِمۡ خَصَاصَةٞۚ
منظور آیه، اموال دنیوی و نه اوقات و فرصتهایی است که به عبادت میگذرد؛ زیرا بخلورزیدن در این مورد، نشانۀ سعادت و رستگاری است؛ زیرا اگر انسان وقتش را غنیمت نشمارد و بیهوده بگذراند، مردم وی را دست خالی و زیاندیده رها میکنند. بنابراین اهمیتدادن به وقت و هدرندادن آن و بخلورزیدن در این باره، سبب اصلاح دل و حفظ منافع است، و الله تعالی دستور داده است که در کارهای نیک از همدیگر سبقت بگیریم و در این زمینه شتاب کنیم، که این ضد ایثار و از خودگذشتگی است. ابن قیم: 3/ 146.
پرسش: ایثار و از خود گذشتگی در چه صورتی پسندیده است؟ بخل در چه صورتی پسندیده است؟
وَيُؤۡثِرُونَ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ وَلَوۡ كَانَ بِهِمۡ خَصَاصَةٞۚ
این مرتبه و مقام، بالاتر از درجه کسانی است که الله درباره آنان فرموده است: ﴿وَيُطۡعِمُونَ ٱلطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِۦ﴾ [الإنسان: 8]؛ «و غذا را با اینکه (نیاز و) دوست دارند، میبخشند.» ﴿وَءَاتَى ٱلۡمَالَ عَلَىٰ حُبِّهِۦ﴾ [البقرة: 177]؛ «و مال (خود) را با وجود دوست داشتنش بدهد.»؛ زیرا این افراد صدقه دادند در حالی که آنچه را که انفاق کردند دوست داشتند اما به آن محتاج نبودند، اما آنان با وجود نیاز و ضرورت، دیگران را بر خود ترجیح دادند. ابن کثیر: 4/ 338.
پرسش: کدام یک بهتر است: کسی که دیگران را بر خود ترجیح میدهد؟ یا فردی که مالش را دوست دارد و میبخشد؟
وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفۡسِهِۦ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ ٩
وقتی بنده بُخلِ نفسش را کنترل کند، به خود اجازه میدهد که دستورات الله و رسولش را اجرا نماید، بنابراین عملش از روی اراده و میل و اختیار کامل است، و نیز ممنوعات را با کمال میل و رضایت ترک میکند هر چند گرایش به آنها داشته باشد. همچنین از روی میل، اموالش را در راه الله و کسب رضایت او میبخشد و در نتیجه، به سعادت و رستگاری میرسد. سعدی: 851.
پرسش: کنترل بخل نفس چگونه منجر به رستگاری میشود؟