قرآن
ﯘ
ﱑ
ﭝ ﭞ ﭟ ﭠ ﭡ ﭢ ﭣ ﭤ ﭥ ٢٣ ٢٣
ﭧ ﭨ ﭩ ﭪ ﭫ ﭬ ﭭ ﭮ ﭯ ﭰ
ﭱ ﭲ ﭳ ﭴ ﭵ ﭶ ٢٤ ٢٤ ﭸ ﭹ ﭺ ﭻ
ﭼ ﭽ ﭾ ﭿ ٢٥ ٢٥ ﮁ ﮂ ﮃ ﮄ ﮅ
ﮆ ﮇ ﮈ ﮉ ٢٦ ٢٦ ﮋ ﮌ ﮍ ﮎ ﮏ
٢٧ ٢٧ ﮑ ﮒ ﮓ ﮔ ﮕ ﮖ ﮗ ٢٨ ٢٨ ﮙ
ﮚ ﮛ ﮜ ﮝ ﮞ ﮟ ﮠ ﮡ ٢٩ ٢٩
ﮣ ﮤ ﮥ ﮦ ﮧ ﮨ ﮩ ﮪ ﮫ ٣٠ ٣٠ ﮭ
ﮮ ﮯ ﮰ ﮱ ﯓ ﯔ ﯕ ﯖ ﯗ ٣١ ٣١ ﯙ
ﯚ ﯛ ﯜ ﯝ ﯞ ﯟ ﯠ ﯡ ﯢ ﯣ
ﯤ ﯥ ﯦ ﯧ ﯨ ﯩ ﯪ ﯫ ﯬ
ﯭ ﯮ ﯯ ﯰ ﯱ ﯲ ﯳ ﯴ ٣٢ ٣٢ ﯶ
ﯷ ﯸ ﯹ ﯺ ﯻ ﯼ ﯽ ﯾ ﯿ
ﰀ ﰁ ﰂ ﰃ ﰄ ﰅ ﰆ ٣٣ ٣٣
وَإِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِيمُ لِأَبِيهِ وَقَوۡمِهِۦٓ إِنَّنِي بَرَآءٞ مِّمَّا تَعۡبُدُونَ ٢٦
وقتی دلایل را برای مشرکان ذکر کرد و آنان را از عذاب ترساند و بیان داشت که تقلید سبب نجاتشان از عذاب نیست، ابراهیم ÷ را که بزرگترین و گرامیترین پدرِ آنان و مایۀ فخرشان و سزاوارترین پیشواست برایشان یادآوری کرد، تا به پیروی از این پدر، تقلید را ترک کنند یا اگر چارهای جز تقلید ندارند از او تقلید کنند که بزرگترین پدر و نیز همراه دلیل است. بقاعی: 7/ 21.
پرسش: چرا قصۀ ابراهیم ÷ پس از ذکر حال مشرکانی ذکر شد که به دین پدرانشان چنگ میزدند؟
وَإِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِيمُ لِأَبِيهِ وَقَوۡمِهِۦٓ إِنَّنِي بَرَآءٞ مِّمَّا تَعۡبُدُونَ ٢٦
اعلام بیزاری ابراهیم ÷ از آنچه پدرش عبادت میکرد بهترین دلیل است بر ترک عبادت نمادها (بتها) بهگونهای که در این کار سهلانگاری صورت نگیرد، حتی اگر عبادتکنندۀ نمادها (بتها) نزدیکترین شخص به انسان موحّد باشد... مانند پدر. ابن عاشور: 25/ 192.
پرسش: چرا ابراهیم ÷ قبل از قومش به صورت خاص و جداگانه بیان شد؟
وَجَعَلَهَا كَلِمَةَۢ بَاقِيَةٗ فِي عَقِبِهِۦ لَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ ٢٨
﴿وَجَعَلَهَا﴾: این صفت نیکو را که اساس و مادر تمام صفات است؛ یعنی اخلاص عبادت برای الله به تنهایی و بیزاریجستن از عبادت هر آنچه غیر اوست... این کلمه همیشه در میان نسل ابراهیم ÷ موجود بود تا اینکه به رفاه و طغیان گرفتار شدند. سعدی: 764.
پرسش: رفاه و طغیان چه تاثیری بر عقیدۀ توحیدی دارد؟
وَلَمَّا جَآءَهُمُ ٱلۡحَقُّ قَالُواْ هَٰذَا سِحۡرٞ وَإِنَّا بِهِۦ كَٰفِرُونَ ٣٠
این بزرگترین عناد و دشمنی است؛ زیرا به صِرف رویگردانی از حق و حتی انکار آن بسنده نکردند، بلکه تا آنجا پیش رفتند که عیبی ناپسند به آن نسبت دادند و آن را به منزلۀ سحر باطلی که پلیدترین و دروغگوترین افراد آن را انجام میدهد قرار دادند. سعدی: 765.
پرسش: از گفتن عبارت ﴿هَٰذَا سِحۡرٞ﴾ توسط مشرکان، چه نکتهای از حال آنان به دست میآید؟
وَقَالُواْ لَوۡلَا نُزِّلَ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانُ عَلَىٰ رَجُلٖ مِّنَ ٱلۡقَرۡيَتَيۡنِ عَظِيمٍ ٣١ أَهُمۡ يَقۡسِمُونَ رَحۡمَتَ رَبِّكَۚ نَحۡنُ قَسَمۡنَا بَيۡنَهُم مَّعِيشَتَهُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۚ
وقتی اسباب و لوازم زندگی و ارزاق دنیوی بندگان در دست الله تعالی قرار دارد و اوست که آنها را میان بندگانش تقسیم میکند و بر اساس حکمت خویش، روزی را برای هر کس که بخواهد میگستراند و آن را برای هر کس که بخواهد محدود میگرداند، پس رحمت دینی او که برترین آنها نبوت و رسالت است به طریق اولی در دست الله تعالی قرار دارد و الله داناتر است به اینکه رسالتش را کجا قرار دهد، بنابراین پشنهادشان ساقط و بیهوده است و تدبیر تمام امور دینی و دنیوی فقط در دست الله قرار دارد. سعدی: 765.
پرسش: چرا پس از بیان این پیشنهادشان که قرآن بر مردی از این دو شهر نازل شود، موضوع تقسیم روزیها بیان شد؟
وَرَفَعۡنَا بَعۡضَهُمۡ فَوۡقَ بَعۡضٖ دَرَجَٰتٖ لِّيَتَّخِذَ بَعۡضُهُم بَعۡضٗا سُخۡرِيّٗاۗ وَرَحۡمَتُ رَبِّكَ خَيۡرٞ مِّمَّا يَجۡمَعُونَ ٣٢
نوعی واداشتن به خدمت است؛ یعنی برخی را بر برخی دیگر برتری دادیم تا یکدیگر را به خدمت بگیرند. ابن جزی: 2/ 312.
پرسش: حکمت بزرگی در اختلاف منازل و درجات مردم وجود دارد. این حکمت بزرگ چیست؟
وَلَوۡلَآ أَن يَكُونَ ٱلنَّاسُ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ لَّجَعَلۡنَا لِمَن يَكۡفُرُ بِٱلرَّحۡمَٰنِ لِبُيُوتِهِمۡ سُقُفٗا مِّن فِضَّةٖ وَمَعَارِجَ عَلَيۡهَا يَظۡهَرُونَ ٣٣
حسن میگوید: یعنی اگر چنین نبود که به سبب تمایل به دنیا و ترک آخرت، همگی مردم کافر شوند، قطعاً آنچه را که بیان شد در دنیا به آنان میبخشیدیم؛ زیرا دنیا نزد الله تعالی خوار و ناچیز است. قرطبی: 19/ 37- 38.
پرسش: با توجه به آیه، خواری و پستی دنیا نزد الله را بیان کنید.