قرآن
ﮖ
ﱃ
ﭛ ﭜ ﭝ ﭞ ﭟ ﭠ ﭡ ﭢ ﭣ ﭤ ٢٦ ٢٦ ﭦ
ﭧ ﭨ ﭩ ﭪ ﭫ ﭬ ﭭ ﭮ ﭯ ﭰ
ﭱ ﭲ ﭳ ﭴ ﭵ ﭶ ﭷ ﭸ ﭹ ﭺ ﭻ
ﭼ ﭽ ﭾ ﭿ ﮀ ﮁ ﮂ ﮃ ﮄ ٢٧ ٢٧ ﮆ ﮇ
ﮈ ﮉ ﮊ ﮋ ﮌ ﮍ ﮎ ﮏ ﮐ ﮑ
ﮒ ﮓ ﮔ ﮕ ﮖ ﮗ ﮘ ﮙ ٢٨ ٢٨ ﮛ ﮜ
ﮝ ﮞ ﮟ ﮠ ﮡ ﮢ ﮣ ﮤ ٢٩ ٢٩
ﮦ ﮧ ﮨ ﮩ ﮪ ﮫ ﮬ ﮭ ﮮ ﮯ ﮰ
ﮱ ﯓ ﯔ ﯕ ﯖ ﯗ ﯘ ٣٠ ٣٠ ﯚ ﯛ ﯜ ﯝ
ﯞ ﯟ ﯠ ﯡ ﯢ ﯣ ﯤ ﯥ
ﯦ ﯧ ﯨ ﯩ ﯪ ﯫ ﯬ ﯭ ﯮ ﯯ ﯰ
ﯱ ﯲ ﯳ ﯴ ﯵ ﯶ ٣١ ٣١ ﯸ ﯹ ﯺ
ﯻ ﯼ ﯽ ﯾ ﯿ ﰀ ﰁ ﰂ ﰃ ﰄ ٣٢ ٣٢ ﰆ
ﰇ ﰈ ﰉ ﰊ ﰋ ﰌ ﰍ ﰎ ﰏ ٣٣ ٣٣
لِّلَّذِينَ أَحۡسَنُواْ ٱلۡحُسۡنَىٰ وَزِيَادَةٞۖ وَلَا يَرۡهَقُ وُجُوهَهُمۡ قَتَرٞ وَلَا ذِلَّةٌۚ أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ ٢٦
وقتی به سوی دار السلام فرا خواند، گویی نفسها بر انجام اعمالی که موجب رسیدن به آن میشوند مشتاق گشتند؛ از این رو فرمود: ﴿لِّلَّذِينَ أَحۡسَنُواْ ٱلۡحُسۡنَىٰ وَزِيَادَةٞ﴾. سعدی: 362.
پرسش: چه ارتباطی میان این آیه و آیۀ قبلی وجود دارد؟
لِّلَّذِينَ أَحۡسَنُواْ ٱلۡحُسۡنَىٰ وَزِيَادَةٞۖ
یعنی برای کسانی که آفریدگار را به نیکویی عبادت کردند؛ یعنی با مراقبت و خیرخواهی در بندگیاش او را عبادت کردند و عباداتی را که قادر بر انجامش بودند برپا داشتند، و در حد توان نسبت به بندگان الله در گفتار و رفتار نیکی کردند... ﴿ٱلۡحُسۡنَىٰ﴾ یعنی بهشت که در نیکویی کامل است، ﴿وَزِيَادَةٞ﴾ یعنی نظر به وجه گرامی الله، شنیدن کلامش، دستیابی به خوشنودی او، و شادمانی و خرمی بر اثر نزدیکی به او؛ بنابراین بالاترین آرزویی که میشود و بزرگترین درخواستی که خواسته میشود، برایشان حاصل گشته است. سعدی: 362.
پرسش: مسلمان چگونه در زمرۀ کسانی قرار میگیرد که نیکی کردهاند؟
وَلَا يَرۡهَقُ وُجُوهَهُمۡ قَتَرٞ وَلَا ذِلَّةٌۚ
یعنی به هیچ وجه امر ناگواری به آنان نمیرسد؛ زیرا وقتی انسان به امر ناخوشایندی گرفتار آید، اثر آن در صورتش آشکار میگردد و صورتش مکدّر میشود. سعدی: 362.
پرسش: چرا الله تعالی فقط صورت را ذکر کرد که در بهشت هیچ یک از مکدرات به آن نمیرسد؟
وَقَالَ شُرَكَآؤُهُم مَّا كُنتُمۡ إِيَّانَا تَعۡبُدُونَ ٢٨
در این آیه مشرکان به شدت سرزنش شدهاند به این سبب که همراه الله کسانی را عبادت کردند که نه میشنوند و نه میبینند، نه هیچ کمکی به آنان میرسانند، آنان را به این عبادت امر نکرده بودند، بلکه بر این کار راضی نشدهاند و هرگز آن را نخواستهاند، فراتر از آن، اینکه در زمانی که مشرکان بیشترین نیاز را به آنان دارند، معبودهایشان از آنها بیزاری میجویند. ابن کثیر: 2/ 397.
پرسش: ضربۀ محکمی را که روز قیامت بر عبادتگزاران معبودها و ضریحها و مقبرهها و گنبدها میخورد آنگاه که میان آنان و معبودهایشان داوری میشود توصیف کن؟
فَكَفَىٰ بِٱللَّهِ شَهِيدَۢا بَيۡنَنَا وَبَيۡنَكُمۡ إِن كُنَّا عَنۡ عِبَادَتِكُمۡ لَغَٰفِلِينَ ٢٩
﴿فَكَفَىٰ بِٱللَّهِ شَهِيدَۢا بَيۡنَنَا وَبَيۡنَكُمۡ﴾ گواهی میدهد که شما یکی از میان او و ما را به عبادت اختصاص ندادید، بلکه دودل و مردد بودید. اشاره دارد به اینکه عبادت مخلوط و درهم آمیخته، هیچ ارزشی ندارد و جمادات اگر سخن میگفتند نارضایتی خویش را از این کار بیان میداشتند، و هر کس که مستحق عبادت است سزاوار است که عبادت خالص برای او انجام شود و هیچکس با او شریک نگردد، و اینکه فقط کسی مستحق این امر است که میتواند غم و اندوه را برطرف سازد. بقاعی: 3/ 437.
پرسش: چه کسی سزاوار عبادتشدن است؟ چرا؟
إِن كُنَّا عَنۡ عِبَادَتِكُمۡ لَغَٰفِلِينَ ٢٩
چون روح نداشتیم؛ یعنی در حالتی نبودیم که به عبادت امر کنیم و راضی به این کار نیز نبودیم، پس فقط شما مستحق سرزنش هستید نه ما. بقاعی: 3/ 437.
پرسش: چرا معبودهایی که به جای الله عبادت میشوند، عابدان خویش را در دنیا بازنمیدارند؟
فَذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمُ ٱلۡحَقُّۖ فَمَاذَا بَعۡدَ ٱلۡحَقِّ إِلَّا ٱلضَّلَٰلُۖ فَأَنَّىٰ تُصۡرَفُونَ ٣٢
آیه دلالت دارد بر اینکه در مسایل اعتقادی میان حق و باطل جایگاه سومی وجود ندارد و حق تنها با یکی از دو گروه است بر خلاف مسایل فروع. ابن جزی: 1/ 380.
پرسش: از طریق این آیه چگونه پاسخ داده میشود به کسی که در مسایل اعتقادی وسعت قائل میشود و میپندارد که در این مسایل، نوعی حق برای تمام گروهها وجود دارد؟