قرآن
ﮕ
ﱂ
ﭜ ﭝ ﭞ ﭟ ﭠ ﭡ ﭢ ﭣ ﭤ ﭥ ﭦ
ﭧ ﭨ ﭩ ﭪ ﭫ ٨٠ ٨٠ ﭭ ﭮ ﭯ
ﭰ ﭱ ﭲ ﭳ ﭴ ﭵ ﭶ ﭷ
ﭸ ﭹ ﭺ ﭻ ﭼ ﭽ ﭾ ﭿ ﮀ ﮁ ﮂ ﮃ ﮄ ﮅ ﮆ
ﮇ ﮈ ﮉ ٨١ ٨١ ﮋ ﮌ ﮍ ﮎ ﮏ
ﮐ ﮑ ﮒ ٨٢ ٨٢ ﮔ ﮕ ﮖ ﮗ ﮘ
ﮙ ﮚ ﮛ ﮜ ﮝ ﮞ ﮟ ﮠ ﮡ
ﮢ ﮣ ﮤ ﮥ ﮦ ﮧ ﮨ ﮩ ﮪ ﮫ
ﮬ ﮭ ٨٣ ٨٣ ﮯ ﮰ ﮱ ﯓ ﯔ ﯕ ﯖ ﯗ ﯘ
ﯙ ﯚ ﯛ ﯜ ﯝ ﯞ ﯟ ﯠ ﯡ ﯢ
٨٤ ٨٤ ﯤ ﯥ ﯦ ﯧ ﯨ ﯩ ﯪ ﯫ ﯬ ﯭ
ﯮ ﯯ ﯰ ﯱ ﯲ ﯳ ﯴ ٨٥ ٨٥ ﯶ
ﯷ ﯸ ﯹ ﯺ ﯻ ﯼ ﯽ ﯾ ﯿ
ﰀ ﰁ ﰂ ﰃ ﰄ ﰅ ﰆ ﰇ ٨٦ ٨٦
فَرِحَ ٱلۡمُخَلَّفُونَ بِمَقۡعَدِهِمۡ خِلَٰفَ رَسُولِ ٱللَّهِ وَكَرِهُوٓاْ أَن يُجَٰهِدُواْ بِأَمۡوَٰلِهِمۡ وَأَنفُسِهِمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ
این کارشان افزون بر تخلف است؛ زیرا این تخلفی حرام است، و خوشنودی بر انجام این معصیت و فخرفروشی به آن، افزون بر خودِ معصیت است ﴿وَكَرِهُوٓاْ أَن يُجَٰهِدُواْ بِأَمۡوَٰلِهِمۡ وَأَنفُسِهِمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ﴾. بر خلاف مومنان که – حتی اگر با وجود عذر- تخلف ورزیدند از این کارشان اندوهگین و کاملا متأسف بودند، و دوست دارند که با اموال و جانهایشان در راه الله جهاد کنند؛ زیرا ایمان در دلهایشان وجود دارد و به فضل و احسان و بخشش و نعمت الله امید دارند. سعدی: 346.
پرسش: چه تفاوتی میان مومن و منافق هنگامی که اعمال صالح را از دست بدهند وجود دارد؟
فَرِحَ ٱلۡمُخَلَّفُونَ بِمَقۡعَدِهِمۡ خِلَٰفَ رَسُولِ ٱللَّهِ
این آیه وصف آنان را به منظور توبیخشان بیان میکند و متضمن تهدید است. واژۀ ﴿ٱلۡمُخَلَّفُونَ﴾ [= واگذاشتهشدگان] بر تحقیر آنان دلالت دارد و نیز اینکه آنان کسانی هستند که الله آنان را از خوشنودی خود دور ساخته است. آمدن این واژه در اینجا مناسبت بیشتری از واژۀ «المتخلفون» [=واپسماندگان] دارد؛ زیرا فقط منافقان خوشحال شدند و سه نفر مذکور و معذوران از این حکم خارج شدند. ابن عطیه: 3/ 65.
پرسش: چرا الله تعالی به جای «المتخلفون» فرمود ﴿ٱلۡمُخَلَّفُونَ﴾؟ چه فایدهای از این تعبیر به دست میآید؟
وَقَالُواْ لَا تَنفِرُواْ فِي ٱلۡحَرِّۗ قُلۡ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرّٗاۚ لَّوۡ كَانُواْ يَفۡقَهُونَ ٨١
آسایش کوتاه و فانی را بر آسایش همیشگی و کامل مقدم کردند، و از گرمایی که میتوان از آن به سایه پناه برد و صبحگاه و شامگاه از بین میرود حذر کردند و به گرمای سختی که هیچکس قادر بر تحمل آن نیست و در نهایت درجۀ حرارت قرار دارد روی آوردند. سعدی: 346.
پرسش: چرا الله تعالی منافقان را به نفهمیدن توصیف کرد؟
فَلۡيَضۡحَكُواْ قَلِيلٗا وَلۡيَبۡكُواْ كَثِيرٗا جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ ٨٢
صحابه نیز میخندیدند، اما خندهای مورد نهی قرار گرفت که بسیار و همیشگی باشد تا جایی که ناپسند گردد، که نادانان و بیکاران آن را انجام میدهند. در حدیث آمده است که: «إِنَّ كَثْرَةَ الضَّحِكِ تُمِيتُ الْقَلْبَ» [صحیح؛ ابن ماجه: 4193 و 4217؛ ترمذی: 2305] «خندۀ زیاد قلب را میمیراند». قرطبی: 10/ 318.
پرسش: توضیح دهید که مومن چه رابطهای با خنده دارد؟
إِنَّكُمۡ رَضِيتُم بِٱلۡقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٖ فَٱقۡعُدُواْ مَعَ ٱلۡخَٰلِفِينَ ٨٣
زیرا کسی که با وجود فرصت بر انجام کاری که به آن امر شده، سستی و خودداری میکند، پس از آن نیز بر انجام آن کار موفق نمیگردد، بلکه میان او و کار مورد نظر مانع ایجاد میگردد. سعدی: 346.
پرسش: ترک عبادات و اعمال صالح در زمان وجود شرایط مناسب، چه خطری به همراه دارد؟
وَلَا تُصَلِّ عَلَىٰٓ أَحَدٖ مِّنۡهُم مَّاتَ أَبَدٗا وَلَا تَقُمۡ عَلَىٰ قَبۡرِهِۦٓۖ إِنَّهُمۡ كَفَرُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَمَاتُواْ وَهُمۡ فَٰسِقُونَ ٨٤
رعایت سنت در زیارت قبور مسلمانان مانند نماز [جنازه] است که بر [میت] آنان قبل از دفنش خوانده میشود؛ [یعنی: همانطور که نماز جنازه تنها برای میت مسلمان است، رعایت سنتهای زیارت قبور نیز مخصوص قبور مسلمانان است]؛ الله تعالی در مورد منافقان میفرماید: ﴿وَلَا تُصَلِّ عَلَىٰٓ أَحَدٖ مِّنۡهُم مَّاتَ أَبَدٗا وَلَا تَقُمۡ عَلَىٰ قَبۡرِهِۦٓ﴾ دلیل خطاب [یا مفهوم مخالفِ آیه] این است که بر مؤمنان، نماز [جنازه] خوانده شود. ابن تیمیه: 3/ 435.
پرسش: دعا برای مومنان در کنار قبرهایشان چه حکمی دارد؟
وَلَا تُعۡجِبۡكَ أَمۡوَٰلُهُمۡ وَأَوۡلَٰدُهُمۡۚ إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ أَن يُعَذِّبَهُم بِهَا فِي ٱلدُّنۡيَا وَتَزۡهَقَ أَنفُسُهُمۡ وَهُمۡ كَٰفِرُونَ ٨٥
این آیه به مردم میآموزاند که دوستی و دشمنیشان را به خاطر الله قرار دهند. این موضوع، دقیقترین و بزرگترین باب دین است که بیشتر ابواب دین بر آن بنا میشود و اکثر ثمرات و آدابش از آن به دست میآید؛ زیرا امکان دارد انسان در مورد کسی که از ثروت زیادی در دنیا برخوردار شده، گمان کند که از نجاتیافتگان است و به سبب گفتار نرمش با او دوستی کند اما از کردار بدش غفلت ورزد. بقاعی: 3/ 371.
پرسش: وجوب ولاء و براء (دوستی و دشمنی) به خاطر الله چگونه از این آیه به دست میآید؟